خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
499
نهج البلاغة ( فارسي )
خداوندى در دلش بزرگتر آيد . از سخيفترين حالات واليان در نزد مردم صالح اين است كه مردم پندارند كه آنان دوستدار فخر و مباهاتاند . و بناى كار خود بر كبر و غرور مىنهند . من ناخوش دارم كه در پندار شما چنين آيد كه من خواهان ثنا و ستايشم و سپاس خدا را كه چنين نيستم . اگر هم دوست مىداشتم كه بستايندم به سبب فروتنى در برابر پروردگارم آن را ترك مىكردم . زيرا تنها اوست كه سزاوار عظمت و كبرياست . بسيار افتد كه مردم پس از انجام كار مهمى كه كردهاند ، خواهند كه آنان را بستايند ، ولى مرا به سبب فرمانبرداريم از خدا و نيز رفتار نيكويى كه با شما داشتهام ، به نيكى مستاييد زيرا هنوز حقوقى است كه من ادايشان نكردهام و فرايضى بر گردن من است كه بايد آنها را بگزارم . آنسان كه با جباران سخن مىگويند ، با من سخن مگوييد و از من پنهان مداريد آنچه را از مردم خشمگين به هنگام خشمشان پنهان مىدارند . نيز به چاپلوسى و تملق با من آميزش مكنيد . و مپنداريد كه گفتن حق بر من گران مىآيد . و نخواهم كه مرا بزرگ انگاريد ، زيرا هر كه شنيدن حق بر او گران آيد ، يا نتواند اندرز كسى را در باب عدالت بشنود ، عمل كردن به حق و عدالت بر او دشوارتر است . پس با من از گفتن حق يا رأى زدن به عدل باز نايستيد ، زيرا من در نظر خود بزرگتر از آن نيستم كه مرتكب خطا نشوم و در اعمال خود از خطا ايمن باشم . مگر آنكه ، خدا مرا در آنچه با نفس من رابطه دارد ، كفايت كند زيرا او تواناتر از من به من است . ما و شما بندگانى هستيم در قبضهء قدرت پروردگارى كه پرورش دهنده اى جز او نيست . او صاحب اختيار ماست در آنچه خود بدان اختيار نداريم . اوست كه ما را از آنچه در آن غوطه وريم ، بيرون مىكشد و به راهى كه صلاح ما در آن است ، مىبرد . او بود كه پس از گمراهى ما را هدايت كرد و پس از نابينايى ، بينايى بخشيد .